مقالات, مقاله های آموزشی

هر صبح طلوع میکنم

همراه با اواز ساده پرندگان

و بارش باران زرین افتاب

هر صبح از دریچه گذرای وهم شب

از اوج سکوت شبانه

طلوع می کنم

و زندگی در چشم های من عاشقانه شکفته می شود

همراه با نسیم سبک باد

هر روز از دهان ابی اسمان

من شهد شیرین زیستن را

قطره قطره می نوشم

و ایمان دارم راز

راز باروری جوانه هاست

دوست باید داشت

لمس باید کرد

من هر شامگاه در خاطر سبز گیاه سجده می کنم

و بر سجاده رنگین خاک نماز می گذارم

من باران را نوشیدم

بال شاپرک را در بارش تند حادثه

چون چتر بر سر کشیدم

خوب میدانم

خاک کی بیدار خواهد شد

معیادگاهش با افتاب در کدام دشت است

کنار کدام رود!

و بودم

وقتی بر هم بوسه میزدند

من هر روز را زندگی می کنم

هر لحظه را!

اقتباس:شعر ناب,

شاعر:مینو غفوری ساداتیه

تلفن:09308743868

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج + یک =